اضطراب اقتصادی و شغلی در شرایط جنگ
تحقیقات نشان میدهد که بسیاری از مشاغل و فعالیتهای اقتصادی به دلیل ناتوانی در مدیریت بحرانها متوقف میشوند. رفتارهای نامناسب اقتصادی، شوکهای ناگهانی، و عدم تحلیل دقیق رفتار بازار میتوانند منجر به اتخاذ تصمیمات نادرست و تغییر مسیر هر سازمانی شوند.
الف) کسب و کار اقتصادی و چالشهای آن
با گذشت چند هفته از آغاز جنگ، تغییر رفتار مشتریان به وضوح قابل مشاهده است. خریدهای بزرگ و پرریسک به سمت خریدهای کوچک و ضروری، منطبق بر نیازهای روزمره و با ریسک کمتر تغییر یافته است. این تغییر رفتار میتواند به افزایش تابآوری فعالان اقتصادی کمک کند تا با بحران کنونی مواجه شوند.
تاکید بر محصولات پرفروش، روی آوردن به فروش آنلاین (در صورت بهبود شرایط اینترنت)، کاهش ریسک خرید مشتری، و ارائه انعطافپذیری بیشتر در تعامل با مشتریان میتواند به حفظ کسب و کارها کمک کند.
پس از گذر از روزهای ابتدایی جنگ و تعطیلات نوروزی، چهرهی جدیتری از بحران همچون افزایش قیمت انرژی و سررسید تعهدات نمایان میشود. لذا ضروری است که سازمانها استراتژیهای خود را به گونهای تنظیم کنند که فعالیتهای مؤثر در اولویت قرار گیرد. اقداماتی نظیر متناسبسازی ساعت کار، کاهش برخی مزایا همراه با دستمزد قانونی، تمرکز نیرو بر بخشهای زودبازدهتر و سودآور سازمان و حذف پروژههای آتی با هدف حفظ نیروی انسانی به عنوان یک مسئولیت اجتماعی و انسانی، میتواند شاکله سازمان را در دوران پساجنگ حفظ کند.
نوسانات ارزی ناشی از جنگ و تغییر پارادایمهای تجاری، ذهنیت مدیران اقتصادی را تغییر داده است. مدیریت، ترکیبی از علم، فن، و هنر است و هنر تصمیمگیری یکی از ارکان مهم مدیریت در حوزه اقتصادی است.
7 اصل کلیدی برای مدیران ایرانی در بحران اقتصادی
۱. شفافیت و ارتباط صادقانه با کارکنان و مشتریان
۲. حفظ جریان نقدینگی
۳. تمرکز منابع محدود بر روی محصولات، بازارها و مشتریان کلیدی
۴. انعطاف در تصمیمگیری
۵. سرعت در اتخاذ تصمیمات مناسب
6. حفظ ارتباطات انسانی
7. یادگیری و بازتعریف مدل کسبوکار با توجه به شرایط بحران
این اصول میتواند در بهبود وضعیت و تصمیمگیریهای اثرگذار مدیران مؤثر باشد.
ب) مشاغل اداری و باور کارمندان به تداوم دورکاری
بخش دیگری از جامعه ما خانوادههایی هستند که در فرهنگ اداری و زندگی روزمره قرار دارند. این خانوادهها که از نظر قانونی و اجتماعی محترم و قانونمند هستند، به دلیل فرهنگ شغلی متفاوت، نیازمند دریافت حمایتهای لازم در زمان بحران هستند.
با توجه به حمایتهای قانونی دولت و قوانین کار، بهویژه در استانهای گرفتار جنگ، انتظار میرود که این خانوادهها از هیاهوی جنگ دور بمانند و به مناطق امنتر منتقل شوند. اما نگرانیهایی نظیر تمدید قراردادهای کاری، تورم و گرانی نیز بر اضطراب این خانوادهها افزوده است.
خوشبختانه، دولت در این زمینه حمایتهای مؤثری انجام داده است و برای کاهش اضطراب خانوادهها، ضروری است که موضوعات زیر مورد توجه قرار گیرد:
– کسب مهارتهای جدید به منظور تنوع در درآمد
– ایجاد پسانداز اضطراری و بهینهسازی استفاده از آن
– تشکیل و حفظ شبکهای از دوستان قابل اعتماد جهت گفتگوهای صمیمانه و کاهش تنشهای ذهنی
– مدیریت مصرف و صرفهجویی
– یادگیری مداوم به شیوههای آنلاین و آفلاین
این اقدامات میتواند به مدیریت افکار و تنشهای ذهنی ناشی از شرایط جنگ کمک شایانی نماید.
دکتر محسن حاج محمدی
پژوهشگر و مدرس دانشگاه









