صفحه اصلی > مد و رسانه : آینه های معیوب رسانه؛ مد و اضطراب بدنی نوجوانان

آینه های معیوب رسانه؛ مد و اضطراب بدنی نوجوانان

اگر امروز از یک نوجوان بپرسید زیبایی چیست، پاسخ او احتمالاً بیش از آن‌که بازتابی از ارزش‌های خانوادگی و فرهنگی باشد، وام‌دار الگوریتم اینستاگرام، ترند تیک‌تاک و استوری‌هایی است که با فیلترهای گوناگون واقعیت را رنگ می‌زنند. ما با نسلی روبه‌رو هستیم که تصویر ذهنی‌اش از خود، به شدت متاثر از بازنمایی رسانه‌ای شده؛ رسانه‌ای که نه‌تنها معیارهای زیبایی را بازتعریف کرده، بلکه به واسطه جذابیت بصری، لحن القایی و تولید انبوه پیام، توانسته ذهن نوجوان را درگیر نوعی مقایسه دائمی و نارضایتی پایدار کند.

کافی است چند دقیقه‌ای در فضای مجازی بگذرانید؛ بدن‌های بدون نقص، پوست‌های بدون لک، لباس‌هایی که نه حاصل سلیقه بلکه نتیجه الگوریتم‌اند، و پیام‌هایی که می‌گویند اگر مثل این تصویر نباشی، نه زیبا هستی، نه محبوب، نه موفق.

این موج رسانه‌ای با تکیه بر فنون تولید محتوا، از نورپردازی گرفته تا روایت انگیزشی، یک تصویر ایده‌آل اما خیالی از بدن و پوشش می‌سازد. نوجوانی که هنوز درگیر شناخت خویش است، این تصویر را به‌عنوان واقعیت می‌پذیرد، خود را در آینه‌ای که معیوب است بازمی‌بیند و به‌تدریج میان آن‌چه هست و آن‌چه باید باشد، شکافی پرتنش را تجربه می‌کند. این شکاف گاه به اضطراب بدنی، کاهش اعتماد به نفس و حتی گرایش به رفتارهای پرخطر مانند عمل‌های زیبایی زودهنگام منجر می‌شود.

این موج رسانه‌ای با تکیه بر فنون تولید محتوا، از نورپردازی گرفته تا روایت انگیزشی، یک تصویر ایده‌آل اما خیالی از بدن و پوشش می‌سازد.

نوجوانی که هنوز درگیر شناخت خویش است، این تصویر را به‌عنوان واقعیت می‌پذیرد، خود را در آینه‌ای که معیوب است بازمی‌بیند و به‌تدریج میان آن‌چه هست و آن‌چه باید باشد، شکافی پرتنش را تجربه می‌کند. این شکاف گاه به اضطراب بدنی، کاهش اعتماد به نفس و حتی گرایش به رفتارهای پرخطر مانند عمل‌های زیبایی زودهنگام منجر می‌شود.

در ایران نیز این پدیده با چالشی مضاعف مواجه است: تقابل معیارهای جهانیِ زیبایی با ساختارهای فرهنگی، مذهبی و ملی.

در حالی‌که پوشش اصیل ایرانی، با ریشه‌هایی عمیق در تاریخ، هنر و وقار زنانه، همواره نماد آرامش درونی، سادگی فاخر و تناسب با اقلیم و ارزش‌های اجتماعی بوده است، رسانه‌های جهانی تصویری دیگر را تحمیل می‌کنند؛ تصویری که اغلب با جنبه‌های مصرف‌گرایی، بدن‌نمایی و شتاب زدگی در ظاهرگرایی گره خورده است.

نوجوان میان پوششی که رسانه تحمیل می‌کند و آن‌چه خانواده یا مدرسه می‌طلبد، دچار دوگانگی می‌شود.تقابل معیارهای جهانیِ زیبایی با ساختارهای فرهنگی، مذهبی و ملی. نوجوان میان پوششی که رسانه تحمیل می‌کند و آن‌چه خانواده یا مدرسه می‌طلبد، دچار دوگانگی می‌شود. این وضعیت، اگر بدون مداخله و آموزش رها شود، خطر جدی برای شکل‌گیری هویت نسل آینده خواهد بود.

در این میان، سواد رسانه‌ای نه یک مهارت فرعی، بلکه ابزاری برای بقاست. نوجوان امروز باید بیاموزد که پیام رسانه‌ای را بشکافد، پشت صحنه آن را بشناسد و حقیقت را از ظاهر تفکیک کند.

سواد رسانه‌ای یعنی توانایی درک این نکته که هر تصویری که در فضای مجازی می‌چرخد، حقیقت نیست؛ بلکه محصول انتخاب، ادیت، اهداف اقتصادی و گاه ایدئولوژیک است.

سواد رسانه‌ای یعنی نوجوان بفهمد که زیبایی، یک قرارداد متغیر است نه حقیقتی مطلق، و پذیرش خود، نقطه آغاز مقاومت در برابر فشارهای رسانه‌ای است.

برای رسیدن به این هدف، باید از مدرسه شروع کرد. آموزش رسمی درباره سواد رسانه‌ای، طراحی کمپین‌هایی با مشارکت نوجوانان، ورود فعال معلمان، والدین و رسانه‌های ملی برای تولید محتوای جایگزین، همه و همه گام‌هایی ضروری‌اند.
اما مهم‌تر از همه، تغییر نگاه ما به نوجوان است: نه به‌عنوان مصرف‌کننده منفعل، بلکه به‌عنوان تولیدکننده آگاه. نوجوانی که می‌تواند گوشی هوشمند را نه ابزار مقایسه، بلکه وسیله بیان خود بداند.

در نهایت، رسانه‌ها می‌توانند هم تخریب‌گر هویت باشند، هم سازنده آن؛ بسته به آن‌که ما چگونه بیاموزیم با آن‌ها مواجه شویم. در دنیایی که بازنمایی جای واقعیت را گرفته، آن‌چه نجات‌بخش است، نه دوری از رسانه، بلکه نزدیکی همراه با آگاهی است. زیبایی واقعی، در جایی میان درک، پذیرش و خودآگاهی متولد می‌شود؛ و این چیزی است که هیچ فیلتری نمی‌تواند آن را بسازد یا پنهان کند.

در این مسیر، بازگشت به پوشش‌هایی که در دل فرهنگ و اقلیم ما ریشه دارند، می‌تواند گامی به‌سوی بازیابی آرامش روانی نوجوان باشد. لباس‌هایی که نه برای رقابت، بلکه برای راحتی، وقار و هویت طراحی شده‌اند، حس تعلق و امنیت را در نوجوان تقویت می‌کنند.

پوشش سنتی و مدهای برگرفته از هنر و معماری ایرانی، با رنگ‌های آرام، الیاف طبیعی و طراحی متناسب با بدن، می‌توانند جایگزینی سالم برای جریان مد مصرف‌گرا باشند.

مد اگر آگاهانه، فرهنگی و انسانی بازتعریف شود، می‌تواند فرصت باشد، نه تهدید؛ فرصتی برای بیان فردیت، تقویت عزت‌نفس و بازتاب ارزش‌های مشترک.
نوجوانی که بتواند لباسی بپوشد که در آن آسوده باشد، احساس تعلق کند و خود را بدون اضطراب از قضاوت بازنمایی کند، به مراتب قدرتمندتر از نوجوانی است که صرفاً در پی شباهت با فیلترهای مجازی است.

بازگشت به این نگاه، نه رجعت به گذشته، بلکه احیای هویتی است که در طوفان رسانه‌ای امروز، نیاز به مرمت دارد.بسته به آن‌که ما چگونه بیاموزیم با آن‌ها مواجه شویم.

در دنیایی که بازنمایی جای واقعیت را گرفته، آن‌چه نجات‌بخش است، نه دوری از رسانه، بلکه نزدیکی همراه با آگاهی است. زیبایی واقعی، در جایی میان درک، پذیرش و خودآگاهی متولد می‌شود؛ و این چیزی است که هیچ فیلتری نمی‌تواند آن را بسازد یا پنهان کند.

الهه خوانساری
دکترای علوم ارتباطات
معاون آموزش انجمن سواد رسانه ای ایران
مدیر مرکز آموزش خبرگزاری فارس

مقالات مرتبط

پلتفرم‌ها؛ طراحان نامرئی بدن و سبک زندگی

پلتفرم‌ها دیگر فقط جایی برای انتشار عکس، ویدئو، خبر یا سرگرمی نیستند. این نگاه، زیادی ساده‌دلانه و کمی هم عقب‌مانده است. پلتفرم امروز فقط محتوا را پخش نمی‌کند؛ رفتار می‌سازد، سلیقه می‌سازد، بدن مطلوب می‌سازد، سبک زندگی را رتبه‌بندی می‌کند و آرام‌آرام به ما می‌گوید چه چیزی ارزش دیده‌شدن دارد و چه چیزی نه.مسئله دقیقاً همین‌جاست.

روابط عمومی مد در ایران؛ از تبلیغات سطحی تا مسئولیت فرهنگی

«در بحبوحه تب‌وتاب صنعت مد ایران و همزمان با روز روابط عمومی، این پرسش بنیادین مطرح می‌شود که آیا روابط عمومی این حوزه توانسته است از دام تبلیغات سطحی فراتر رفته و با درک عمیق از “فرامد” و “پازل مد”، به رسالت فرهنگی و جامعه‌شناختی خود در بازتعریف و اعتلای هویت فرهنگی مد ایرانی عمل کند؟»

جنگی که دیده نمی‌شود؛ نبرد بر سر «معنای ایران»

روزهایی که منطقه زیر سایه تقابل‌های نظامی می‌لرزد، خطرناک‌ترین نبرد نه در آسمان خاورمیانه، بلکه در لایه‌های پنهان ادراک جمعی جریان دارد. جنگی آرام و خزنده که هدف آن تغییر تصویر یک ملت از خود است؛ جنگی برای بازنویسی حافظه، تخریب زبان و مهندسی روایت ایران.

دیدگاهتان را بنویسید