صفحه اصلی > رویدادها و اخبار و سایر و علم مد : گذر از ذهنیت جنگ به ذهنیت صلح

گذر از ذهنیت جنگ به ذهنیت صلح

« یادداشتی تحلیلی درباره بازتنظیم روان، بدن و روابط در روزهای پساآتش‌بس »

در روزهایی که به‌ظاهر آرام‌تر شده‌اند، جامعه هنوز زیر پوست خود نفس‌های کوتاهِ دوران بحران را حمل می‌کند. فردیت و جمعیت هر دو در وضعیتی میان‌بود گرفتارند: نه در دل بحران ایستاده‌اند و نه به‌طور کامل از آن عبور کرده‌اند. این تعلیق، مهم‌ترین لحظه برای بازتنظیم روانی و اجتماعی است. آرامش بیرونی، اگر با بازتنظیم درونی همراه نشود، تنها پوسته‌ای نازک بر روی آتشفشانی از تنش‌های انباشته خواهد بود. در چنین بزنگاهی، پنج محور اساسی می‌توانند جامعه و فرد را از ذهنیت بقا به ذهنیت زیست بازگردانند.

آرام‌سازی ذهن در عصر پرصدای اطلاعات

بحران، ما را در مدار «گوش‌به‌زنگی مداوم» قرار می‌دهد؛ مداری که ذهن را وادار می‌کند پیوسته خبر جمع کند، حتی زمانی که خطر فروکش کرده باشد. این رفتار نه اعتیاد، بلکه مکانیسم مغز برای نجات است: مغز در دوران تهدید، هر نوتیفیکیشن را همچون زنگ خطر تفسیر می‌کند.

اما با کاهش التهاب، ادامه‌ی این الگو ذهن را فرسوده می‌کند و اجازه نمی‌دهد فرد به سطح تفکر عمیق، تحلیل یا آفرینش برسد. جامعه‌ای که پس از آتش‌بس همچنان به فیدهای خبری چسبیده بماند، درواقع در همان منطق جنگ حرکت می‌کند.

برای گذر از این وضعیت لازم است مصرف اطلاعات، نه بر اساس واکنش، بلکه بر اساس انتخاب بازتنظیم شود:
• خاموش کردن نوتیفیکیشن‌های خبری و خروج از ریتم تهدید
• تخصیص بازه‌های مشخص برای خبر، به‌جای رصد دقیقه‌به‌دقیقه
• ترجیح تحلیل‌های روندی و شناخت کلان به‌جای مصرف لحظه‌نگار
• بازگرداندن سکوت به ذهن برای بازیابی توان تفکر

این آرام‌سازی، به‌معنای بی‌تفاوتی نیست؛ بلکه شکل پخته‌تری از مسئولیت‌پذیری رسانه‌ای و ذهنی است.

 

رهاسازی بدن از حافظه‌ی بحران
بدن آرشیو خاموش بحران است.

حتی زمانی که فرد احساس می‌کند آرام شده است، عضلات گردن، قفسه سینه، فک و شکم همچنان در انقباض اندوخته‌شده‌ی روزهای تنش باقی می‌مانند. در علم رفتار بدن، تجربه‌های سخت در ماهیچه‌ها حک می‌شوند و این تنش، به‌طور مستقیم توان تفکر و تمرکز را تضعیف می‌کند.

بدنی که هنوز در وضعیت بقاست، اجازه نمی‌دهد ذهن به آستانه‌ی تحلیل برسد. به همین دلیل، بازتنظیم بدن بخش جدایی‌ناپذیر بازتنظیم روان است.

گام‌های ضروری شامل:
• پیاده‌روی آرام برای بازگرداندن جریان طبیعی حرکت
• حرکات کششی کوتاه اما مداوم
• تنفس طولانی و دیافراگمی برای فعال‌سازی مدار آرام‌سازی
• ایجاد لحظاتی امن برای دریافت دوباره‌ی پیام «خطر تمام شده است»

این رهایی عضلانی، درواقع آزادسازی ذهن از زنجیر بحران است.

 

بازسازی افق زمانی و خروج از اکنون‌زدگی بحران

بحران، زمان را کوتاه می‌کند؛ آینده حذف می‌شود و فرد احساس می‌کند فقط همین امروز وجود دارد. این «اکنون‌زدگیِ اجباری» موجب می‌شود توان برنامه‌ریزی، امید و نقش‌پذیری اجتماعی کاهش یابد.

برای بازگشت به زیست طبیعی، لازم است افق زمانی دوباره گشوده شود. حتی برنامه‌ریزی‌های کوچک می‌توانند مغز را از وضعیت اضطرار خارج کنند:
• تنظیم برنامه‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت
• احیای روال‌هایی که در بحران حذف شده‌اند
• بازبینی کارهای رهاشده و بازگرداندن پیوستگی به زندگی روزمره

این گام‌ها ساده‌اند، اما در عمق روان اعلام می‌کنند: زمان دوباره باز است و ما در آن نقش داریم.

ترمیم ارتباطات: بازگشت به صمیمیت و زیست اجتماعی
در روزهای سخت، گفت‌وگوها به تک‌موضوعی و اضطراب‌محور تبدیل می‌شوند. شبکه‌ی روابط جمعی کوچک می‌شود و صمیمیت‌ها فروکش می‌کنند. اما در روزهای پساآتش‌بس، درست همین شبکه‌ی عاطفی نقش حیاتی دارد. هیچ جامعه‌ای تنها با تحلیل سیاسی یا اقتصادی ترمیم نمی‌شود؛ پیوندهای نرم، زیرساخت احیای روان جمعی‌اند.

برای خروج از انزوای بحران:
• گفت‌وگوها را از موضوعات تهدیدمحور به موضوعات احیاگر منتقل کنید
• زمان‌های واقعی و بی‌خبر با دیگران بگذرانید
• روابط را از سایه‌ی بحران به نور زندگی بازگردانید

بازگشت به صمیمیت، شرط بازسازی ظرفیت‌های جمعی است.

 

مشروعیت‌بخشی به لذت: عبور از گناه پس از آرامش
پس از دوره‌های سخت، بسیاری دچار احساس گناه نسبت به لذت می‌شوند؛ گویی شادی یا استراحت خیانتی به روزهای دشوار است. اما در روانشناسی ترمیم، لذت نه فرار از واقعیت، بلکه بازگشت به انسانیت است.

جامعه بدون تغذیه‌ی عاطفی نمی‌تواند به پایداری برسد.
• اجازه دهید لذت‌های کوچک دوباره جریان پیدا کنند
• خنده، موسیقی، قدم‌زدن، یک فنجان چای یا لحظه‌ای تماشای آسمان را حق طبیعی خود بدانید
• لذت، ابزار بازسازی انرژی روانی است، نه نشانه‌ی بی‌مسئولیتی

پایداری روانی بدون لذت ممکن نیست.

⭕️ جمع‌بندی
صلح بیرونی تنها زمانی به صلح درونی تبدیل می‌شود که پنج محور اصلی — اطلاعات، بدن، زمان، روابط و لذت — هم‌زمان بازتنظیم شوند. این بازتنظیم، عبور از ذهنیت بقا و ورود به ذهنیت زیست است؛ لحظه‌ای که فرد و جامعه دوباره می‌توانند معنا بسازند، فکر کنند و آینده را تصور کنند.

دکتر محسن حاج محمدی
پژوهشگر ،مدرس دانشگاه

مقالات مرتبط

شتاب‌دهی حوزه پوشاک ایرانی ـ اسلامی توسط کارگروه مد و لباس کشور

محسن گرجی، دبیر کارگروه ساماندهی مد و لباس کشور در گفت‌وگو با…

رویداد «هزار درنای پارچه‌ای، هزار آرزو برای صلح»

صنعت مد و پوشاک از نظر انتشار گازهای گلخانه‌ای، مصرف آب، تولید…

نوسان در بازار مواد اولیه پوشاک و منسوجات به خاطر آسیب‌دیدگی واحدهای پتروشیمی

امین مفتاحی، پژوهشگر و فعال حوزه مد و لباس، روز شنبه گفت…

دیدگاهتان را بنویسید