تحولات سالهای اخیر نشان داده است که جنگهای معاصر تنها در میدانهای نظامی رخ نمیدهند. زیرساختهای ارتباطی، شبکههای داده و پلتفرمهای دیجیتال نیز به بخشی از میدانهای راهبردی تبدیل شدهاند. در چنین فضایی، مسئله پایداری خدمات آنلاین دیگر صرفاً یک موضوع فنی نیست، بلکه به بخشی از امنیت اقتصادی و اجتماعی کشورها تبدیل شده است.
اقتصاد دیجیتال امروز بر پایه شبکهای از خدمات آنلاین شکل گرفته است؛ از بانکداری و خرید اینترنتی گرفته تا حملونقل، آموزش و خدمات عمومی. این وابستگی گسترده به زیرساختهای دیجیتال به این معناست که هرگونه اختلال در این زیرساختها میتواند زنجیرهای از اختلالات اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند. به همین دلیل در ادبیات فناوری، مفهوم «تابآوری دیجیتال» به یکی از شاخصهای مهم توسعه زیرساختی تبدیل شده است؛ یعنی توانایی یک سیستم برای ادامه فعالیت حتی در شرایط بحران.
در شرایط جنگ یا تنشهای شدید، ارتباطات و زیرساختهای فناوری اطلاعات به یکی از نقاط حساس هر کشور تبدیل میشوند. اگر خدمات حیاتی اقتصادی و اجتماعی به زیرساختهایی وابسته باشند که کنترل و مدیریت آنها خارج از کشور قرار دارد، کوچکترین اختلال میتواند دسترسی کاربران را با مشکل مواجه کند. در مقابل، استقرار سرویسها در دیتاسنترهای داخلی میتواند بخشی از این آسیبپذیری را کاهش دهد و امکان مدیریت بهتر شبکه را فراهم کند.
در این چارچوب، مسئله «هاستینگ داخلی» تنها یک انتخاب فنی برای وبسایتها نیست؛ بلکه بخشی از معماری تابآوری اقتصاد دیجیتال محسوب میشود. وقتی دادهها و سرورها در داخل کشور میزبانی میشوند، مسیر دسترسی کاربران کوتاهتر میشود و مدیریت زیرساخت در اختیار تیمهای فنی داخلی قرار میگیرد. این موضوع در شرایط بحرانی میتواند به تداوم خدمات آنلاین کمک کند.
یکی از حوزههایی که بیش از دیگر بخشها به این مسئله وابسته است، تجارت الکترونیک است. فروشگاههای اینترنتی و پلتفرمهای آنلاین برای حفظ اعتماد کاربران نیازمند دسترسپذیری دائمی هستند. تجربه نشان داده است که حتی چند دقیقه اختلال در دسترسی یا کاهش سرعت سرویس میتواند به کاهش قابل توجه تراکنشها منجر شود. در شرایطی که بحران یا جنگ باعث اختلال در برخی مسیرهای ارتباطی میشود، زیرساخت میزبانی داخلی میتواند به حفظ پایداری خدمات کمک کند.
البته باید توجه داشت که هاستینگ داخلی به خودی خود راهحل کامل نیست. کیفیت دیتاسنترها، ظرفیت شبکه، استانداردهای امنیتی و توان فنی شرکتهای ارائهدهنده خدمات، نقش تعیینکنندهای در کارایی این مدل دارند. اگر زیرساخت داخلی از نظر فنی ضعیف باشد یا ظرفیت لازم برای مدیریت ترافیک گسترده را نداشته باشد، انتقال سرویسها به داخل کشور لزوماً به معنای افزایش پایداری نخواهد بود.
از سوی دیگر، مسئله امنیت سایبری نیز در این میان اهمیت ویژهای پیدا میکند. در شرایط جنگ، حملات سایبری معمولاً افزایش مییابد و زیرساختهای دیجیتال به اهداف اصلی این حملات تبدیل میشوند. استقرار دادهها در دیتاسنترهای داخلی این امکان را فراهم میکند که تیمهای امنیتی با دسترسی مستقیمتر و سرعت بالاتر به مدیریت تهدیدها بپردازند. این موضوع برای پلتفرمهایی که با اطلاعات مالی یا دادههای کاربران سروکار دارند، اهمیت دوچندان دارد.
در کنار این مسائل، اقتصاد زیرساخت نیز قابل توجه است. بسیاری از کسبوکارهای آنلاین با حجم عظیمی از ترافیک کاربران مواجه هستند. زمانی که این ترافیک در شبکه داخلی مدیریت شود، هزینه انتقال داده کاهش مییابد و سرعت دسترسی کاربران افزایش پیدا میکند. برای پلتفرمهای بزرگ، این مسئله میتواند تفاوت قابل توجهی در کارایی و پایداری سرویس ایجاد کند.
در نهایت باید گفت که مسئله میزبانی داخلی را نمیتوان صرفاً به سطح انتخابهای فنی تقلیل داد. این موضوع بخشی از سیاستگذاری کلان در حوزه اقتصاد دیجیتال و مدیریت زیرساختهای حیاتی است. کشورهایی که به دنبال حفظ پایداری خدمات آنلاین در شرایط بحرانی هستند، ناگزیر باید به توسعه زیرساختهای میزبانی و دیتاسنترهای داخلی توجه کنند.
در جهان امروز که بخش قابل توجهی از اقتصاد بر بستر داده و شبکه شکل گرفته است، تابآوری دیجیتال به یکی از عناصر قدرت زیرساختی تبدیل شده است. اگر این زیرساختها بهدرستی طراحی و تقویت شوند، میتوانند حتی در شرایط بحران نیز جریان خدمات و فعالیتهای اقتصادی را حفظ کنند؛ مسئلهای
که در عصر اقتصاد دیجیتال، دیگر یک انتخاب نیست بلکه ضرورتی راهبردی محسوب میشود.
مرتضی کریمی پور
کارشناس فناوری اطلاعات
بهار 1405

