یادداشتی برای فرهیختگان و فعالان فرهنگی-اجتماعی و فعالان عرصه هنر صنعت مد و پوشاک
(با نگاه تحلیلی)
در سپهر پرتلاطم فرهنگ امروز ایران، شاید کمتر پدیدهای بهاندازهی “مُد” در معرض سوءتفاهم و نگاههای تقلیلگرایانه قرار گرفته باشد. ما، بهعنوان فعالان و دغدغهمندان این عرصه، غالباً مد را در دوگانهی سطحی “مصرفگرایی” یا “تهدید فرهنگی” خلاصه کردهایم و از درک یک واقعیت استراتژیک غافل ماندهایم: توجه به مد در ایران، تأثیری حیاتی بر دغدغههای امروز فرهنگی-اجتماعی و حفظ آرمانهای ایرانی دارد. این دیگر یک انتخاب لوکس نیست، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر برای مدیریت هویت ملی در دنیای معاصر است.
مد؛ زبانی فراتر از پارچه و لباس
مد در ذات خود یک زبان بصری است؛ قدرتمندترین و فراگیرترین رسانهای که هر فرد روزانه با خود حمل میکند. این زبان، پیش از آنکه کلامی رد و بدل شود، روایتگر داستان هویت، ارزشها و تعلقات ماست. در عصر سیطرهی رسانههای دیجیتال و “مد سریع” (Fast Fashion) که فرهنگهای مسلط جهانی را بیوقفه پمپاژ میکنند، میدان دادن به این زبان، به معنای از دست دادن یکی از مهمترین سنگرهای هویتی است.
لازم به ذکر و توجه خاص است که نباید فراموش کرد جوان ایرانی امروز در جستجوی زیبایی، نوآوری و ابراز وجود است. اگر ما برای این نیاز طبیعی، پاسخی اصیل، جذاب و ریشهدار در گنجینه بیبدیل فرهنگ و هنر ایرانی ارائه ندهیم، دیگری این خلأ را پر خواهد کرد. بنابراین، پرداختن به “مد ایرانی” نه به معنای بازگشت به گذشته، بلکه به معنای آفرینش آیندهای است که در آن آرمانهای ایرانی نه به عنوان یک میراث موزهای، بلکه به عنوان یک انتخاب افتخارآمیز و مدرن جلوهگر شود. اینجاست که لباس زن ایرانی از یک “میدان تقابل” به یک “عرصه تفاهم و خلاقیت” بدل میشود؛ پوششی که هم شأن و اصالت او را حفظ میکند و هم ابزار توانمندی او برای حضوری فعال، راحت و شیک در جامعه است.
از کارآفرینی خرد تا دیپلماسی فرهنگی کلان
اما اهمیت راهبردی مد تنها به حوزه فرهنگ محدود نمیشود. به عنوان یک فعال فرهنگی اجتماعی در هنر صنعت مد و پوشاک ایران زمین ، باید این حقیقت را با صدای بلند اعلام کنیم: صنعت مد و پوشاک، یکی از قدرتمندترین موتورهای محرک اقتصاد مقاومتی و اشتغالزایی است. ایران، با تاریخ غنی نساجی، از ترمه و زریبافی تا گنجینهای بیپایان از نقوش و رنگها، پتانسیل آن را دارد که زنجیره ارزش این صنعت را از تولید نخ تا طراحی و توزیع جهانی، در دستان خود بگیرد.
امروز، جوشش خلاقیت طراحان مستقل در بستر شبکههای اجتماعی، نویدبخش یک رنسانس در این حوزه است. وظیفه ما، به عنوان سیاستگذار و فعال، تبدیل این جویبارهای کوچک به یک رودخانه خروشان اقتصادی است. این امر از طریق رفع موانع تولید، شفافسازی قوانین، حمایت از برندسازی و ایجاد زیرساختهای لازم برای آموزش و عرضه، ممکن میشود. هر کارگاه کوچک خیاطی و هر برند نوپای ایرانی، یک سنگر در برابر واردات بیرویه و یک فرصت برای اشتغال پایدار، بهویژه برای زنان هنرمند این سرزمین است.
در مقیاسی بزرگتر، “مد ایرانی” یک ابزار بینظیر برای قدرت نرم و دیپلماسی فرهنگی است. در جهانی که روایتهای رسانهای غالباً تصویری مخدوش از ایران ارائه میدهند، یک برند مد ایرانی که در هفتههای مد جهانی بدرخشد، سفیری قدرتمند برای بازنمایی چهرهی متمدن، هنرمند و صلحجوی ما خواهد بود. تصور کنید لباسی با الهام از معماری مساجد اصفهان یا نقوش کاشیکاری شیراز، سوزن دوزی زابل چگونه میتواند هزاران برابر مؤثرتر از هر بیانیهی سیاسی، روایتگر شکوه فرهنگ ایرانی باشد.
یک فراخوان برای اقدام
همکاران گرامی، فرهیختگان و فعالان دغدغهمند،
زمان آن فرارسیده است که نگاه خود را به مقوله “مد” بازنگری کنیم. این پدیده، نقطهی تلاقی شگفتانگیزی است که در آن حفظ هویت با خلق ثروت، توانمندسازی زنان با رونق تولید ملی ، و دیپلماسی فرهنگی با کارآفرینی جوانان پیوند میخورد.
بیتوجهی به این عرصه، واگذار کردن میدان به رقیبان و محروم کردن کشور از یک مزیت استراتژیک فرهنگی و اقتصادی است. اما توجه هوشمندانه و سرمایهگذاری بر روی آن، راهی است برای ساختن ایرانی که هم به آرمانهای بلند خود وفادار است و هم در قامت یک فرهنگ پویا، خلاق و الهامبخش، در صحنه جهانی حرفی برای گفتن دارد. بیایید با همافزایی و تلاشی مشترک، این زبان بصری را به ابزاری برای اعتلای نام ایران و ایرانی بدل کنیم.
با احترام
صدیقه غریبی
کارشناس و فعال اجتماعی، فرهنگی و رسانه ( مدیر مسئول رسانه جامعه فرهنگ و مد ایران )










1 نظر
سلام و تشکر از اینکه دغدغه بجایی دارید.
سال ۸۸ بعنوان رئیس یک دانشگاه اولین مسابقه طراحی لباس « مد مفهومی» یا Conceptual fashion را برگزار کردم و دومین و سومین دوره آن نیز برکزار گردید با سبک و روشی بدیع و نتایجی خیره کننده.
در انگلیسی اصلا اصطلاحی بعنوانConceptual fashion نداریم ! خودمان ساختیم چون میخواستیم معادل انگلیسی داشته باشد.
در اینترنت که سرچ کنید « اولین مسابقه مد مفهومی، مطالب آن مسابقه زنده می آید. بله مسابقه زنده هم برکزار شد.
مبنای فکری مان این بود و هست که ما در ده حوزه مفهوم داریم داریم مثلا حوزه های :
۱- ادوار تاریخی ایران
۲- اقوام تاریخی ایران
۳- مذاهب و نحله های ایران
۴- تمدن های ناشتاخته ایران
۵- اقوام فعلی ایران
۶- اسلام( معماری، تاریخ، هنر و…اسلامی)
۷-تشیع( معماری، تاریخ، هنر و… تشیع)
و…….
هرکدام از این رده ها، به تنهایی قادر است الهام بخش هزاران طرح بدیع شناسنامه دار مد و لباس باشد که سفیر فرهنگی منبع یا گنجینه اسرار خود باشد.
ما تا ابد میتوانیم مسابقات مد مفهومی یا مد هویتی برکزار کنیم و از دل آن گنج نهان، در و کوهرهایی استخراج کنیم و به خودمان و جهانیان عرضه کنیم.
مثلا تمدن بهشهر خود به تنهایی الهام بخش طراحان مد و لباس تا سالها میتواند باشد و حتی میتوان از این تمدن المان و نمادی ساخت که بر تمام مصنوعات ساخت مازندران حک شود و بشود برند مازندران! تیشرت ها و مانتو های این برند با دستبند ها و… را جوانان مازندران بدست و بدن خود بیاویزند ومسافران بجای سیر ترشی تیشرت های تمدن بهشهر را به شهر خود ارمغان ببرند و صدها کارکاه در مازندران لباس و صندل و دستبند و روسری و… تولید کنند.
ببینید چه گنجینه ای داریم…..!