روز معلم، برای من بیش از آنکه تجلیل از یک «شغل» باشد، تماشایِ فروپاشیِ یک «سنتِ معرفتی» است. در فضایِ امروزِ ایران، ما دچار نوعی «کوریِ فرهنگی» نسبت به جایگاه معلم شدهایم؛ چرا که او را در حدِ یک واسطهی ساده برای انتقالِ اطلاعات تقلیل دادهایم.
اما از نگاهِ من، معلمی نه «کار» است و نه «خدمت»؛ معلمی یک «تکلیفِ وجودی» است. در «جامعه فرهنگ و مد ایران»، معلم را نه یک کارمند در چرخه تولیدِ مدرک، که معمارِ اصلیِ «حافظهی جمعی» میدانیم. کسی که پیش از آنکه دانش را تدریس کند، «حسِ بودن» و «قدرتِ تحلیل» را در کالبدِ نسلها میدمد.
بحرانِ امروزِ ما، بحرانِ «معلمپروری» نیست، بحرانِ «فهمِ شأنِ معلم» است. ما در دنیایی که «مد» و «رسانه» به سرعت، سطوحِ ظاهریِ زندگی را میبلعند، به معلمی نیاز داریم که «ژرفا» را دوباره تعریف کند. معلمِ ترازِ فرهنگِ ایران، کسی است که در برابرِ هجومِ بیهویتی، سدی از آگاهی بنا میکند.
بیایید در این روز، از تکرارِ تعارفاتِ تهیمغز دست بکشیم. شأنِ معلم، نه در ستایشهای سالانه، که در احیایِ مرجعیتِ دانایی در جامعه است. اگر امروز در حوزه فرهنگ و مد، دچارِ «گسستِ نسلی» هستیم، به این دلیل است که جایگاهِ «استاد» را در سلسلهمراتبِ ارزشهای اجتماعیمان به حاشیه راندهایم.
معلم، تکیهگاهِ معنایِ فرداست؛ و جامعهای که معنایِ معلم را نفهمد، محکوم به ایستادن بر رویِ خاکی سست است.
صدیقه غریبی*مدیرمسئول جامعه فرهنگ و مد ایران

