صفحه اصلی > رویدادها و اخبار : مردمی که اعتراض می‌کنند اما ایران را تنها نمی‌گذارند

مردمی که اعتراض می‌کنند اما ایران را تنها نمی‌گذارند

برای فهم جامعه ایران، گاهی باید از تحلیل‌های روزمره فاصله گرفت و به رفتار مردم در لحظه‌های سخت نگاه کرد. جامعه‌ها در شرایط عادی ممکن است پر از گلایه، اختلاف و حتی اعتراض باشند؛ اما در بزنگاه‌های تاریخی، لایه عمیق‌تری از هویت جمعی آن‌ها آشکار می‌شود.
در همین شب‌های پراضطراب که فضای منطقه و جهان آکنده از تهدید و نااطمینانی است، صحنه‌هایی در خیابان‌های ایران دیده می‌شود که در بسیاری از تحلیل‌های سطحی کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد؛ مردمی که با وجود مشکلات اقتصادی، فشارهای اجتماعی و نارضایتی‌های روزمره، در کنار یکدیگر می‌ایستند و نوعی همبستگی اجتماعی را بازتولید می‌کنند.
این رفتار را نمی‌توان صرفاً یک واکنش لحظه‌ای یا هیجانی دانست. برای فهم آن باید به لایه‌های عمیق‌تر جامعه ایران نگاه کرد؛ جایی که تاریخ، فرهنگ و تجربه‌های جمعی در کنار هم چیزی را ساخته‌اند که جامعه‌شناسان از آن با عنوان سرمایه اجتماعی یاد می‌کنند.
سرمایه اجتماعی در ساده‌ترین تعریف به شبکه‌ای از اعتماد، روابط اجتماعی و پیوندهای فرهنگی گفته می‌شود که میان اعضای یک جامعه شکل می‌گیرد و امکان کنش جمعی را فراهم می‌کند. در ایران این سرمایه اجتماعی تنها محصول نهادهای رسمی نیست؛ بلکه در بستر شبکه‌های اجتماعی غیررسمی شکل گرفته است: از مسجد و هیئت گرفته تا محله، بازار، خانواده‌های گسترده و مناسبات فرهنگی ریشه‌دار.
همین شبکه‌های اجتماعی بودند که در سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی به تدریج به بستری برای شکل‌گیری یک بسیج اجتماعی گسترده تبدیل شدند. انقلاب ۱۳۵۷ تنها نتیجه تحولات سیاسی نبود؛ بلکه نتیجه فعال شدن همین سرمایه اجتماعی در قالب یک هویت جمعی بود که بخش‌های مختلف جامعه را در کنار یکدیگر قرار داد.
پس از انقلاب، جنگ تحمیلی این تجربه مشترک را به شکل عمیق‌تری در حافظه جامعه ثبت کرد. هشت سال جنگ تنها یک رویداد نظامی نبود؛ بلکه تجربه‌ای بود که نوعی همبستگی اجتماعی در سطحی کم‌نظیر ایجاد کرد. خانواده‌ها، محله‌ها، شهرها و روستاها هر یک به نحوی در این تجربه جمعی مشارکت داشتند و همین مشارکت گسترده به شکل‌گیری چیزی انجامید که جامعه‌شناسان آن را حافظه جمعی می‌نامند.
حافظه جمعی تنها یادآوری گذشته نیست؛ بلکه نوعی ذخیره معنایی در جامعه است که در لحظه‌های حساس دوباره فعال می‌شود. به همین دلیل است که بسیاری از کنش‌های اجتماعی امروز ایران را نمی‌توان بدون توجه به آن تجربه تاریخی فهمید.
در کنار حافظه جمعی، تجربه انقلاب و جنگ به تدریج نوعی اقتصاد عاطفی نیز در جامعه ایران شکل داد؛ شبکه‌ای از احساسات مشترک که در طول زمان در حافظه اجتماعی انباشته شده است: خاطره فداکاری‌ها، تجربه رنج‌های مشترک، احساس غرور ملی و حس دفاع از سرزمین.
اقتصاد عاطفی جامعه دقیقاً در همان لحظه‌هایی فعال می‌شود که جامعه احساس می‌کند با تهدیدی جدی روبه‌روست. در چنین لحظه‌هایی، جامعه رفتاری از خود نشان می‌دهد که ممکن است با تصویر روزمره آن متفاوت باشد.
اما در کنار این عوامل تاریخی، یک ویژگی فرهنگی مهم نیز در جامعه ایران وجود دارد که کمتر درباره آن سخن گفته شده است؛ چیزی که می‌توان آن را نجابت اجتماعی ایرانیان نامید. نجابت اجتماعی به معنای سکوت یا انفعال نیست. جامعه ایران جامعه‌ای مطالبه‌گر است و اعتراض بخشی از فرهنگ سیاسی آن به شمار می‌آید. اما در عین حال نوعی اخلاق جمعی در این جامعه وجود دارد که اجازه نمی‌دهد اختلاف‌های داخلی به گسست کامل از سرنوشت کشور تبدیل شود.
به همین دلیل در جامعه ایران پدیده‌ای شکل گرفته که شاید بتوان آن را «پارادوکس اعتراض و وفاداری» نامید. مردمی که در زندگی روزمره ممکن است از مشکلات اقتصادی، ناکارآمدی‌ها یا بی‌عدالتی‌ها گلایه داشته باشند، همان مردمی هستند که وقتی احساس کنند امنیت یا موجودیت کشورشان در معرض تهدید قرار گرفته است، نوعی همبستگی ملی را بازتولید می‌کنند.
در ادبیات جامعه‌شناسی، چنین وضعیتی نشانه‌ای از نوعی تاب‌آوری اجتماعی یا مقاومت فرهنگی در برابر فروپاشی اجتماعی است. جامعه‌ای که حتی در شرایط فشار اقتصادی و نارضایتی‌های اجتماعی همچنان قادر است در بزنگاه‌های تاریخی نوعی انسجام ملی ایجاد کند.
تاریخ معاصر ایران نمونه‌های متعددی از این رفتار اجتماعی را نشان می‌دهد: از بسیج گسترده مردم در سال‌های انقلاب گرفته تا حضور داوطلبانه در سال‌های دفاع مقدس، و از همبستگی اجتماعی در بحران‌های طبیعی تا حضور مردم در لحظه‌هایی که احساس کرده‌اند امنیت کشور در معرض خطر است.
این تجربه‌های تاریخی به تدریج نوعی فرهنگ همبستگی ملی در جامعه ایران شکل داده است؛ فرهنگی که در آن می‌توان هم‌زمان منتقد بود و در عین حال نسبت به سرنوشت کشور احساس تعلق داشت.
با این حال باید واقع‌بین بود. سرمایه اجتماعی، حافظه جمعی و اقتصاد عاطفی جامعه منابعی نامحدود نیستند. اعتماد عمومی اگر با عدالت، کارآمدی و صداقت تقویت نشود، به تدریج فرسوده می‌شود و همبستگی اجتماعی نیز آسیب می‌بیند.
بزرگ‌ترین سرمایه ایران نه منابع طبیعی آن است و نه موقعیت ژئوپلیتیکی‌اش؛ بلکه مردمی هستند که در سخت‌ترین شرایط نیز نسبت به سرنوشت کشورشان بی‌تفاوت نشده‌اند.
همین مردمی که در روزهای عادی ممکن است اعتراض کنند و مطالبات خود را بیان کنند، در شب‌های سخت نشان می‌دهند که هنوز مرزی روشن میان اختلاف‌های روزمره و سرنوشت تاریخی کشورشان وجود دارد.
مرزی ریشه‌دار در فرهنگ، حافظه جمعی و هویت تاریخی این سرزمین؛ مرزی که یادآوری می‌کند:
می‌توان ناراضی بود، می‌توان مطالبه‌گر بود، اما ایران را نمی‌توان تنها گذاشت.

صدیقه غریبی
کارشناس مسائل فرهنگی اجتماعی و رسانه

مقالات مرتبط

تنها اکسسوری که هرگز از مد نمی‌افتد!

امروز پرسیدن این سوال که «چه بپوشیم؟» دیگر یک چالش شخصی در…

3 مرداد 1405

اصفهان به دنبال تکمیل زنجیره ارزش مد و پوشاک

تولید گسترده مواد اولیه، پشتوانه تاریخی صنعت نساجی و ظرفیت‌های فرهنگی، اصفهان…

دیدگاهتان را بنویسید