مد در نگاه بسیاری از بزرگسالان هنوز پدیدهای سطحی تلقی میشود؛ چیزی در حد سلیقه لباس یا میل به متفاوت دیده شدن. اما اگر کمی دقیقتر به فضای مدارس نگاه کنیم، بهویژه در دبیرستانهای پسرانه تهران، بهسرعت روشن میشود که ماجرا بسیار پیچیدهتر از این برداشت ساده است. آنچه در ظاهر به شکل تغییر مدل مو، نوع کفش یا نحوه پوشیدن لباس فرم دیده میشود، در واقع بخشی از فرایند شکلگیری هویت اجتماعی نوجوانان است؛ فرایندی که در سکوت و در لایههای غیررسمی مدرسه جریان دارد.
نوجوانی دورهای است که فرد به تدریج از هویت خانوادگی فاصله میگیرد و در جستوجوی تعریف تازهای از خود برمیآید. این جستوجو معمولاً در محیطهایی رخ میدهد که فرد بیشترین تماس اجتماعی را در آنها تجربه میکند. برای بسیاری از نوجوانان شهری، مدرسه مهمترین میدان این تجربه است. در همین میدان است که نوجوان میآموزد چگونه دیده شود، چگونه در جمع پذیرفته شود و چگونه میان تمایز فردی و تعلق جمعی تعادل برقرار کند.
در چنین فضایی، ظاهر به یک زبان اجتماعی تبدیل میشود. نوجوانان از طریق همین زبان بیکلام با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. کفشی که انتخاب میکنند، شیوهای که لباس فرم را میپوشند، مدل مو یا حتی نوع کولهپشتی، همگی حامل پیامهایی هستند که دیگران آن را میخوانند و تفسیر میکنند. این نشانهها شاید برای ناظم مدرسه یا یک بزرگسال جزئیاتی بیاهمیت به نظر برسند، اما برای خود نوجوانان معنایی کاملاً جدی دارند. هر کدام از این نشانهها میتواند بیانگر جایگاه فرد در میان دوستان، میزان نزدیکی او به یک گروه خاص یا حتی فاصلهاش از گروهی دیگر باشد.
مدرسه بهطور طبیعی تلاش میکند نوعی نظم ظاهری ایجاد کند. لباس فرم دقیقاً با همین هدف طراحی شده است؛ کاهش تفاوتهای آشکار و ایجاد نوعی برابری ظاهری میان دانشآموزان. اما تجربه روزمره نشان میدهد که این یکدستسازی هیچگاه کامل نیست. نوجوانان تقریباً همیشه راههایی برای بازتعریف تفاوت پیدا میکنند. تفاوتهایی که گاهی آنقدر ظریف هستند که در نگاه اول دیده نمیشوند، اما برای خودشان کاملاً قابل تشخیصاند.
در بسیاری از مدارس، این تفاوتها در جزئیاتی کوچک شکل میگیرند؛ از مدل کفش گرفته تا نحوه کوتاه کردن مو یا حتی شیوه تا زدن آستین لباس. همین جزئیات کوچک به تدریج به نشانههایی برای تمایز تبدیل میشوند. نوجوان از طریق آنها تلاش میکند هویت خود را در دل نظم رسمی مدرسه تعریف کند. به بیان دیگر، مد برای نوجوان راهی است برای اینکه بگوید «من چه کسی هستم»؛ حتی اگر در چارچوبی قرار گرفته باشد که همه را شبیه هم نشان میدهد.
در کنار این تلاش برای تمایز، نیروی دیگری نیز وجود دارد که نوجوانان را به سمت شباهت سوق میدهد: فشار گروه همسالان. در این سن، پذیرفته شدن در جمع دوستان اهمیت فوقالعادهای دارد. نوجوانان معمولاً از طریق نشانههای ظاهری تشخیص میدهند که چه کسی به گروهشان تعلق دارد و چه کسی بیرون از آن قرار میگیرد. به همین دلیل، بسیاری از انتخابهای مربوط به مد در میان نوجوانان نه کاملاً فردی است و نه کاملاً تحمیلی؛ بلکه نتیجه نوعی مذاکره نانوشته میان فرد و گروه است.
اگر در یک کلاس مدل خاصی از کفش یا سبک خاصی از پوشش رایج شود، احتمال زیادی وجود دارد که دیگران نیز به سمت همان الگو حرکت کنند. این روند گاهی آنقدر سریع رخ میدهد که در فاصله کوتاهی ظاهر جمعی یک کلاس یا حتی یک مدرسه تغییر میکند. در اینجا مد نقش زبانی مشترک را پیدا میکند؛ زبانی که به افراد کمک میکند عضویت خود را در یک جمع نشان دهند.
اما این ماجرا تنها به روابط دوستانه محدود نمیشود. در بسیاری از موارد، مد به شکل ظریفی با مسئله منزلت اجتماعی نیز پیوند میخورد. شهر بزرگی مثل تهران مجموعهای از تفاوتهای اقتصادی و فرهنگی را در خود جای داده است و این تفاوتها ناخواسته در محیط مدرسه نیز دیده میشوند. دسترسی به برخی برندها یا کالاهای مد روز برای همه دانشآموزان یکسان نیست. همین تفاوتها میتواند در شکلگیری نوعی سلسلهمراتب نمادین در میان نوجوانان نقش داشته باشد.
نوجوانی دورهای است که فرد به تدریج از هویت خانوادگی فاصله میگیرد و در جستوجوی تعریف تازهای از خود برمیآید. این جستوجو معمولاً در محیطهایی رخ میدهد که فرد بیشترین تماس اجتماعی را در آنها تجربه میکند. برای بسیاری از نوجوانان شهری، مدرسه مهمترین میدان این تجربه است. در همین میدان است که نوجوان میآموزد چگونه دیده شود، چگونه در جمع پذیرفته شود و چگونه میان تمایز فردی و تعلق جمعی تعادل برقرار کند.
در چنین فضایی، ظاهر به یک زبان اجتماعی تبدیل میشود. نوجوانان از طریق همین زبان بیکلام با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند. کفشی که انتخاب میکنند، شیوهای که لباس فرم را میپوشند، مدل مو یا حتی نوع کولهپشتی، همگی حامل پیامهایی هستند که دیگران آن را میخوانند و تفسیر میکنند. این نشانهها شاید برای ناظم مدرسه یا یک بزرگسال جزئیاتی بیاهمیت به نظر برسند، اما برای خود نوجوانان معنایی کاملاً جدی دارند. هر کدام از این نشانهها میتواند بیانگر جایگاه فرد در میان دوستان، میزان نزدیکی او به یک گروه خاص یا حتی فاصلهاش از گروهی دیگر باشد.
مدرسه بهطور طبیعی تلاش میکند نوعی نظم ظاهری ایجاد کند. لباس فرم دقیقاً با همین هدف طراحی شده است؛ کاهش تفاوتهای آشکار و ایجاد نوعی برابری ظاهری میان دانشآموزان. اما تجربه روزمره نشان میدهد که این یکدستسازی هیچگاه کامل نیست. نوجوانان تقریباً همیشه راههایی برای بازتعریف تفاوت پیدا میکنند. تفاوتهایی که گاهی آنقدر ظریف هستند که در نگاه اول دیده نمیشوند، اما برای خودشان کاملاً قابل تشخیصاند.
در بسیاری از مدارس، این تفاوتها در جزئیاتی کوچک شکل میگیرند؛ از مدل کفش گرفته تا نحوه کوتاه کردن مو یا حتی شیوه تا زدن آستین لباس. همین جزئیات کوچک به تدریج به نشانههایی برای تمایز تبدیل میشوند. نوجوان از طریق آنها تلاش میکند هویت خود را در دل نظم رسمی مدرسه تعریف کند. به بیان دیگر، مد برای نوجوان راهی است برای اینکه بگوید «من چه کسی هستم»؛ حتی اگر در چارچوبی قرار گرفته باشد که همه را شبیه هم نشان میدهد.
در کنار این تلاش برای تمایز، نیروی دیگری نیز وجود دارد که نوجوانان را به سمت شباهت سوق میدهد: فشار گروه همسالان. در این سن، پذیرفته شدن در جمع دوستان اهمیت فوقالعادهای دارد. نوجوانان معمولاً از طریق نشانههای ظاهری تشخیص میدهند که چه کسی به گروهشان تعلق دارد و چه کسی بیرون از آن قرار میگیرد. به همین دلیل، بسیاری از انتخابهای مربوط به مد در میان نوجوانان نه کاملاً فردی است و نه کاملاً تحمیلی؛ بلکه نتیجه نوعی مذاکره نانوشته میان فرد و گروه است.
اگر در یک کلاس مدل خاصی از کفش یا سبک خاصی از پوشش رایج شود، احتمال زیادی وجود دارد که دیگران نیز به سمت همان الگو حرکت کنند. این روند گاهی آنقدر سریع رخ میدهد که در فاصله کوتاهی ظاهر جمعی یک کلاس یا حتی یک مدرسه تغییر میکند. در اینجا مد نقش زبانی مشترک را پیدا میکند؛ زبانی که به افراد کمک میکند عضویت خود را در یک جمع نشان دهند.
اما این ماجرا تنها به روابط دوستانه محدود نمیشود. در بسیاری از موارد، مد به شکل ظریفی با مسئله منزلت اجتماعی نیز پیوند میخورد. شهر بزرگی مثل تهران مجموعهای از تفاوتهای اقتصادی و فرهنگی را در خود جای داده است و این تفاوتها ناخواسته در محیط مدرسه نیز دیده میشوند. دسترسی به برخی برندها یا کالاهای مد روز برای همه دانشآموزان یکسان نیست. همین تفاوتها میتواند در شکلگیری نوعی سلسلهمراتب نمادین در میان نوجوانان نقش داشته باشد.
با این حال، نوجوانان معمولاً راههایی پیدا میکنند تا این نابرابریها را تعدیل کنند. گاهی ترکیب خلاقانه لباسها یا توجه به هماهنگی ظاهری میتواند جایگزین دسترسی به برندهای گرانقیمت شود. به بیان دیگر، آنچه اهمیت پیدا میکند فقط قیمت لباس نیست، بلکه نوع سلیقه و مهارت در استفاده از نشانههای ظاهری است. همین مسئله نشان میدهد که مد در میان نوجوانان صرفاً تابع اقتصاد نیست؛ بلکه با نوعی سرمایه فرهنگی نیز ارتباط دارد.
در سالهای اخیر، نقش رسانههای اجتماعی در این فرایند پررنگتر شده است. نوجوان امروز تنها از همکلاسیهای خود الگو نمیگیرد. تصاویر و ویدئوهایی که در شبکههای اجتماعی میبیند، الگوهای تازهای از پوشش و سبک زندگی را در برابر او قرار میدهد. این الگوها گاهی از فرهنگهای کاملاً متفاوت میآیند و با سرعت زیادی در میان نوجوانان پخش میشوند. اما زمانی که وارد فضای مدرسه میشوند، دچار تغییر میشوند و با شرایط محلی سازگار میگردند.
به همین دلیل، مد در میان دانشآموزان تهرانی ترکیبی از عناصر مختلف است؛ بخشی از آن ریشه در فرهنگ محلی دارد، بخشی از آن از رسانههای جهانی میآید و بخشی دیگر نتیجه خلاقیت خود نوجوانان است. آنها این عناصر را کنار هم میگذارند تا نسخهای از ظاهر و سبک زندگی بسازند که با موقعیت اجتماعیشان سازگار باشد.
اگر از بیرون به این فرایند نگاه کنیم، ممکن است همه این تغییرات جزئی و بیاهمیت به نظر برسد. اما برای نوجوانان، همین جزئیات نقش مهمی در ساختن تصویری از خود دارند. از طریق همین انتخابهای ظاهری است که فرد یاد میگیرد چگونه در یک جمع حضور پیدا کند، چگونه تمایز خود را نشان دهد و چگونه در عین تفاوت، عضوی از یک گروه باقی بماند.
در واقع، مد در محیط مدرسه نوعی میدان تمرین اجتماعی است. نوجوانان در این میدان نخستین تجربههای رقابت نمادین، پذیرش اجتماعی و حتی طرد شدن را تجربه میکنند. آنها یاد میگیرند که ظاهر چگونه میتواند بر نگاه دیگران تأثیر بگذارد و چگونه میتوان از نشانههای ظاهری برای تعریف جایگاه خود استفاده کرد.
به همین دلیل، شاید بهتر باشد مد در میان نوجوانان را نه یک مسئله حاشیهای، بلکه بخشی از فرایند اجتماعی شدن آنان بدانیم. آنچه در نگاه اول فقط تغییر در سبک پوشش به نظر میرسد، در واقع بخشی از تلاشی بزرگتر برای ساختن هویت اجتماعی است؛ هویتی که نوجوان به کمک آن میخواهد در میان دیگران دیده شود و جایگاهی برای خود پیدا کند.
در سالهای اخیر، نقش رسانههای اجتماعی در این فرایند پررنگتر شده است. نوجوان امروز تنها از همکلاسیهای خود الگو نمیگیرد. تصاویر و ویدئوهایی که در شبکههای اجتماعی میبیند، الگوهای تازهای از پوشش و سبک زندگی را در برابر او قرار میدهد. این الگوها گاهی از فرهنگهای کاملاً متفاوت میآیند و با سرعت زیادی در میان نوجوانان پخش میشوند. اما زمانی که وارد فضای مدرسه میشوند، دچار تغییر میشوند و با شرایط محلی سازگار میگردند.
به همین دلیل، مد در میان دانشآموزان تهرانی ترکیبی از عناصر مختلف است؛ بخشی از آن ریشه در فرهنگ محلی دارد، بخشی از آن از رسانههای جهانی میآید و بخشی دیگر نتیجه خلاقیت خود نوجوانان است. آنها این عناصر را کنار هم میگذارند تا نسخهای از ظاهر و سبک زندگی بسازند که با موقعیت اجتماعیشان سازگار باشد.
اگر از بیرون به این فرایند نگاه کنیم، ممکن است همه این تغییرات جزئی و بیاهمیت به نظر برسد. اما برای نوجوانان، همین جزئیات نقش مهمی در ساختن تصویری از خود دارند. از طریق همین انتخابهای ظاهری است که فرد یاد میگیرد چگونه در یک جمع حضور پیدا کند، چگونه تمایز خود را نشان دهد و چگونه در عین تفاوت، عضوی از یک گروه باقی بماند.
در واقع، مد در محیط مدرسه نوعی میدان تمرین اجتماعی است. نوجوانان در این میدان نخستین تجربههای رقابت نمادین، پذیرش اجتماعی و حتی طرد شدن را تجربه میکنند. آنها یاد میگیرند که ظاهر چگونه میتواند بر نگاه دیگران تأثیر بگذارد و چگونه میتوان از نشانههای ظاهری برای تعریف جایگاه خود استفاده کرد.
به همین دلیل، شاید بهتر باشد مد در میان نوجوانان را نه یک مسئله حاشیهای، بلکه بخشی از فرایند اجتماعی شدن آنان بدانیم. آنچه در نگاه اول فقط تغییر در سبک پوشش به نظر میرسد، در واقع بخشی از تلاشی بزرگتر برای ساختن هویت اجتماعی است؛ هویتی که نوجوان به کمک آن میخواهد در میان دیگران دیده شود و جایگاهی برای خود پیدا کند.
پوریا معصوم زاده مدرس و پژوهشگر هویت اجتماعی

