بدن، قبل از اینکه دهان باز کند، حرف میزند.
طرز راه رفتن، نشستن، لباس پوشیدن، حتی نحوهی دیده شدن ما، همه پیاماند با توجه به این نگاه متفاوت بدن، اولین رسانهی ماست؛ رسانهای که همیشه روشن است، حتی وقتی ساکتیم.
حالا سؤال اینجاست:
آیا ما خواندن این رسانه را بلدیم؟
اینجاست که به مفهوم «سواد پوشش» میرسیم. سواد پوشش یعنی بلد باشیم بدن را در موقعیتهای مختلف بفهمیم؛ بدانیم کِی، کُجا، و چطور دیده شدن، معنا پیدا میکند.
ما معمولاً همهچیز را یا از زاویهی مد میبینیم یا از زاویهی حجاب، اما چیزی که بین این دو گم شده، فهمِ پوشش است.
اینجاست که مد، اگر خوانده نشود، خطرناک میشود.چرا؟
چون مد فقط لباس نیست؛ نظام تولید میل است، نظامی که به بدن میگوید چه چیزی جذاب است، چه چیزی دیده میشود، و چه چیزی حذف میشود.
بدنِ بیسواد در برابر مد، یا تسلیم میشود یا تقلید میکند! نه انتخاب میکند، نه مقاومت آگاهانه دارد. فقط شبیه میشود.
از آن طرف، وقتی حجاب را از بستر فهم فرهنگیاش جدا میکنیم و آن را صرفاً به فرم و دستورالعمل تقلیل میدهیم، پوشش از معنا تهی میشود و تبدیل میشود به اجبار، اینجاست که باید یک جمله را شفاف بگویم:
حجاب شکست نخورد؛ فهم حجاب شکست خورد.
چون ما بهجای آموزش، اجرا را جلو انداختیم. بهجای اینکه بدن را وارد گفتوگو کنیم، آن را حذف کردیم و بدن، وقتی حذف میشود، واکنش نشان میدهد.
بدنِ حذفشده یا پنهان میشود، یا تبدیل میشود به بیانیه.
اینجاست که با چیزی مواجه میشویم به نام «بدن رادیکال».
بدن رادیکال، بدن بیاخلاق نیست؛ بدن ناامید از گفتوگوست.وقتی جایی برای معنا نیست، بدن فریاد میزند.
بیایید لحظهای به این فکر کنیم:
نه سختگیریهای بیشتر جواب داده، نه رهاسازی کامل!
پس مسئله کجاست؟
مسئله این است که ما بدن را بهعنوان سوژهی فرهنگی جدی نگرفتیم.
بدن را یا محل کنترل دیدیم، یا میدان نمایش، در حالی که بدن، ظرفیت معنا دارد.
سواد پوشش دقیقاً همینجاست؛
نه میخواهد مد را حذف کند، نه حجاب را نفی کند.
سواد پوشش میگوید:
مد را بخوان،
پوشش را بفهم،
و اگر حجاب را انتخاب میکنی، آگاهانه انتخاب کن.
در این نگاه، حجاب یکی از پاسخهای ممکن است، نه تنها پاسخ، و نه پاسخ تحمیلی بلکه پاسخی فرهنگی، ایمانی و موقعیتمند به مسئلهی دیده شدن بدن.
اگر آموزش سواد پوشش جدی گرفته شود، بدن آرام میشود.
بدن بلد میشود گفتگو کند، نه لجبازی !
در نهایت اجازه بدهید اینطور جمعبندی کنم:
مسئلهی پوشش، دعوای زیادی یا کمی لباس نیست.
مسئله این است که بدن، در جامعهی ما هنوز بلد نیست چگونه معنا تولید کند.و تا وقتی این را یاد نگیرد، هر سیاستی، هر مُدی، هر قانون یا هر موج رسانهای،فقط صورت مسئله را عوض میکند، نه خود مسئله را.
صدیقه غریبی
کارشناس مسائل فرهنگی – اجتماعی و رسانه









