در برابر توطئه مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی، تنها راه شکست دشمن، تقویت تابآوری ملی و انسجام اجتماعی است. دشمن با ابزار جنگ روانی، تحریم و تهدید به دنبال تضعیف اراده مردم است، اما تاریخ نشان داده جامعهای که ریشه در باور، همبستگی و خودباوری دارد، به آسانی فرو نپاشیده و غیرقابل شکست است.
ما با تقویت سرمایه های اجتماعی، امیدآفرینی، حمایت از تولید ملی و هوشیاری در برابر فتنه ها، دشمن را در دستیابی به اهداف شومش ناکام خواهیم گذاشت. شکست دشمن نه با موشک که با ایمان، صبوری و ایستادگی مردمی رقم میخورد.
واقعیت این است که در الگوی جدید تقابلهای جهانی، فشارها دیگر صرفاً اقتصادی یا نظامی نیستند؛ بلکه به صورت ترکیبی از جنگ رسانهای، عملیات روانی، تخریب سرمایه اجتماعی و ایجاد شکافهای هویتی عمل میکنند. هدف چنین راهبردی، فرسایش تدریجی اعتماد عمومی و تبدیل جامعه به مجموعهای پراکنده از منافع متعارض است. درست در همین نقطه است که مفهوم «تابآوری ملی» اهمیت پیدا میکند. تابآوری ملی زمانی شکل میگیرد که سه سطح به طور همزمان فعال شوند: نخست، سطح فرهنگی که هویت و خودباوری جامعه را تقویت میکند. دوم، سطح اقتصادی که با تقویت تولید و توان داخلی، وابستگیهای آسیبزا را کاهش میدهد. و سوم، سطح اجتماعی که با افزایش مشارکت عمومی، پیوندهای میان مردم و نهادها را مستحکم میسازد. تابآوری، صرفاً تحمل فشار نیست؛ بلکه توانایی بازسازی، تطبیق و حتی پیشرفت در دل بحرانهاست. جامعهای تابآور است که بتواند تهدید را به فرصت تبدیل کند، از فشارها برای تقویت ظرفیتهای درونی استفاده کند و مسیر توسعه را با تکیه بر منابع داخلی ادامه دهد،درست در اینجا تاب آوری یعنی تبدیل هر تهدید به فرصتی برای پیشرفت، یعنی اتکا به توان داخلی، حفظ امید و حضور آگاهانه در صحنه. وقتی مردم در برابر فشارها متحد و استوار بایستند، معادلات دشمن به هم میریزد و قدرتهای سلطه گر مجبور به عقب نشینی خواهند شد.
از سوی دیگر، تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که مهمترین میدان نبرد در چنین شرایطی، میدان روایتهاست. جنگ روایتها تلاش میکند امید اجتماعی را فرسوده کند و آینده را تیره و غیرقابل تصور نشان دهد. در برابر این راهبرد، مهمترین ابزار جامعه، تولید روایتهای امیدبخش، تقویت اعتماد عمومی و بازسازی افقهای پیشروست. در چنین شرایطی، سرمایه اجتماعی به مهمترین پشتوانه امنیت و ثبات تبدیل میشود. اعتماد عمومی، مشارکت اجتماعی، احساس تعلق ملی و شبکههای همبستگی، همان عناصری هستند که میتوانند معادلات پیچیده فشار و تهدید را برهم بزنند. هرجا این سرمایهها تقویت شدهاند، فشارهای بیرونی به جای فروپاشی اجتماعی، به عامل همگرایی تبدیل شدهاند.از این منظر، انسجام اجتماعی نه یک شعار، بلکه یک ضرورت راهبردی است. جامعهای که در آن شکافهای اجتماعی تعمیق یابد، در برابر کوچکترین فشار خارجی آسیبپذیر خواهد شد. در مقابل، جامعهای که بتواند سرمایههای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی خود را در یک مسیر همافزا سازمان دهد، حتی در سختترین شرایط نیز امکان عبور از بحران را خواهد داشت.
آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، بازشناسی همین سرمایه پنهان است؛ سرمایهای که در اعتماد مردم، در پیوندهای اجتماعی، در فرهنگ مقاومت و در اراده جمعی برای ساختن آینده ریشه دارد. جامعهای که این سرمایه را حفظ و تقویت کند، نهتنها از بحرانها عبور میکند، بلکه از دل همان بحرانها مسیرهای تازهای برای پیشرفت خواهد گشود.ما با تقویت سرمایههای اجتماعی، امیدآفرینی، حمایت از تولید ملی و هوشیاری در برابر فتنهها، دشمن را در دستیابی به اهداف شومش ناکام خواهیم گذاشت. شکست دشمن نه با موشک که با ایمان، صبوری و ایستادگی مردمی رقم میخورد.
دکتر محمدمهدی احمدی(مشاور عالی وزارتخانه و مدیرکل حوزه وزارتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)

