صفحه اصلی > رویدادها و اخبار : شکاف عمیق میان آموزش آکادمیک و واقعیت‌های بازار، یکی از ریشه‌ای‌ترین مسائل حوزه مد و پوشاک

شکاف عمیق میان آموزش آکادمیک و واقعیت‌های بازار، یکی از ریشه‌ای‌ترین مسائل حوزه مد و پوشاک

هم‌زمان با روز ملی نساجی و پوشاک و روز خیاط، نشریه بازارکار در نشستی تخصصی با حضور استادان دانشگاه، فعالان صنعت و مدیران حوزه مد و پوشاک، به شکاف عمیق میان آموزش آکادمیک و واقعیت‌های بازار به عنوان یکی از ریشه‌ای‌ترین مسائل این حوزه پرداخت.

این نشست که در «ستفا» برگزار شد، کوشید تصویری واقعی‌تر از صنعت مد در ایران ارائه کند. صنعتی که برخلاف ظاهر پرزرق وبرق و تصویر فانتزی رایج در شبکه‌های اجتماعی، در عمل با مسائل پیچیده‌ای چون ضعف ساختار آموزشی، نبود پیوند مؤثر با صنعت، مدرک گرایی، کمبود مهارت‌های کاربردی، فقدان داده‌های پژوهشی و ناهماهنگی میان طراح و تولیدکننده دست به گریبان است.

جمع‌بندی سخنان کارشناسان حاضر در این میزگرد نشان می‌دهد که بحران امروز طراحی لباس در ایران، صرفاً ناشی از کمبود شغل نیست، بلکه حاصلِ مجموعه‌ای از نارسایی‌های انباشته است؛ نارسایی‌هایی که طی سال‌ها حل نشده و اکنون خود را در قالب انبوه فارغ‌التحصیلان کم‌مهارت، کارگاه‌های بلااستفاده، تولیدکنندگان بی ‌اعتماد به طراحان و دانشجویانی نشان می‌دهد که با مدرک دانشگاهی، اما بدون آمادگی حرفه‌ای، وارد بازاری می‌شوند که قواعد آن را نمی‌شناسند.

آموزش دانشگاهی؛ فاصله‌ای جدی با میدان واقعی تولید

چیا جبری، مدیر مؤسسه توسعه مد و پوشاک «چیا مُد»، در ابتدای این نشست با اشاره به افزایش شمار دانش‌آموختگانی که به‌جای ورود به چرخه تولید، به جمع بیکاران می‌پیوندند، تأکید کرد این وضعیت از نوعی اختلال ساختاری در رابطه میان دانشگاه و بازار کار حکایت دارد. به اعتقاد او، نباید انتظار داشت یک نشست یا گفت‌وگو به‌تنهایی همه مسائل را حل کند، اما نادیده گرفتن این بحران فقط به عمیق‌تر شدن آن خواهد انجامید.

وی بخشی از این نابسامانی را ناشی از ماهیت «وارداتی» صنعت مد در ایران دانست و توضیح داد: مد و لباس، همانند سینما، صنعتی است که از بستری فرهنگی دیگر وارد ایران شده و ما بدون یادگیری عمیق زبان، منطق و نظام دانشی آن، بیشتر به کپی‌برداری از ظاهرش بسنده کرده‌ایم. به باور جبری، اگر این حوزه از ابتدا با کمک متخصصان معتبر جهانی و با رویکردی علمی بومی‌سازی می‌شد، امروز خروجی دانشگاه‌ها هماهنگی بیشتری با نیازهای فرهنگی و اقتصادی جامعه داشت.

جبری در ادامه، با انتقاد صریح از غلبه مدرک‌گرایی در نظام آموزشی، اظهار کرد: تجربه عملی به‌تدریج از چرخه آموزش حذف شده و مدرک جای آن را گرفته است. در نتیجه، دانشجویی که چند سال در دانشگاه تحصیل کرده، ممکن است پس از فارغ‌التحصیلی حتی درک دقیقی از بازار، سلیقه مشتری، قیمت‌گذاری، تولید انبوه یا محدودیت‌های فنی نداشته باشد. او در مقایسه‌ای معنادار یادآور شد گاه فردی باتجربه در بازار که از شاگردی آغاز کرده، شناختی بسیار دقیق‌تر از واقعیت‌های فروش و مصرف دارد تا فارغ‌التحصیلی با مدرک بالا.

مسئله اصلی: فقدان زبان مشترک میان طراح و تولیدکننده

چیا جبری در بخشی دیگر از این نشست به واکاوی شکاف موجود میان طراحان و تولیدکنندگان پرداخت.

وی با اشاره به اینکه بسیاری از تولیدکنندگان ایرانی همچنان استفاده از الگوها و نمونه‌های آماده خارجی، به‌ویژه مدل‌های ترکیه‌ای را ترجیح می‌دهند، توضیح داد که ریشه اصلی این بی‌اعتمادی، عدم انطباق طرح‌های فارغ‌التحصیلان با واقعیت‌های تولید انبوه و قدرت خرید مصرف‌کننده است.

از نگاه او، طراحی لباس فراتر از یک فعالیت صرفاً زیبایی‌شناسانه است؛ بلکه فرآیندی است که باید در آن فرهنگ، باورها، نیاز مشتری، محدودیت‌های فنی و منطق اقتصادی به‌طور هم‌زمان لحاظ شود.

وی تأکید کرد: طراحانی که صرفاً بر ابراز هنری خود متمرکز باشند و واقعیت‌های بازار را نادیده بگیرند، به‌ناچار از گردونه رقابت حذف خواهند شد.

جبری در ادامه بر اهمیت «ذائقه‌سازی» انگشت گذاشت و خاطرنشان کرد: تغییر ذائقه عمومی نه با برخوردهای سلبی، بلکه از مسیر پژوهش، برنامه‌ریزی بلندمدت و طراحی هوشمندانه ممکن است. در همین راستا، وی پیشنهاد داد گروه‌های پژوهشی منسجمی شکل گیرند تا با بهره‌گیری از ظرفیت رنگ، فرم، الگو و روایت فرهنگی، ذائقه بصری جامعه را به سمت پوشش هویت‌مند سوق دهند.

مد، فقط رنگ سال نیست؛ صنعتی چندرشته‌ای و آینده‌نگر است

سارا نوروزی مدرس دانشگاه و متخصص حوزه پوشاک، در ادامه نشست با تأکید بر اینکه مد بسیار پیچیده‌تر از برداشت‌های سطحی رایج مانند «رنگ سال» یا نمایش‌های مناسبتی است، توضیح داد: در جهان، این صنعت به‌وسیله مجموعه‌ای از شرکت‌ها و تیم‌های چندرشته‌ای هدایت می‌شود. در این ساختار، جامعه‌شناسان، اقتصاددانان، روان‌شناسان، تحلیلگران داده و متخصصان بازاریابی، همگی در پیش‌بینی و هدایت سلیقه مصرف‌کننده نقش دارند.

نوروزی طراحی لباس را دانشی چندوجهی دانست و گفت:  از آناتومی، الگوسازی و دوخت گرفته تا بازارشناسی، اقتصاد مد و شناخت رفتار مصرف‌کننده را در بر می‌گیرد. با این حال، او معتقد است دانشگاه‌ها عمدتا به مبانی نظری بسنده می‌کنند و همین امر باعث می‌شود دانشجو گمان کند با اخذ مدرک، آماده ورود حرفه‌ای به بازار شده است؛ در حالی که حرفه‌ای شدن، نیازمند دوره‌های تخصصی، آموزش‌های مهارتی و تجربه میدانی مستمر است.

کارورزی اجباری و تخصص‌گرایی؛ دو راهکار کلیدی

نوروزی یکی از راهکارهای عملی برای کاهش فاصله میان دانشگاه و صنعت را ایجاد سازوکارهای قانونی و الزام‌آور برای کارورزی دانست و گفت: وزارتخانه‌های علوم و صمت باید شرایطی را فراهم کنند که واحدهای تولیدی ملزم به پذیرش دانشجویان در قالب دوره‌های کارآموزی شوند تا آنان پیش از فارغ‌التحصیلی، با واقعیت‌های تولید انبوه، استانداردها، زمان‌بندی، کنترل کیفیت و نیازهای تجاری آشنا شوند.

وی همچنین بر ضرورت تخصص‌گرایی تأکید کرد و افزود: دانشجویان باید از همان آغاز مسیر حرفه‌ای، به‌جای پراکنده‌کاری، یک شاخه مشخص مانند لباس کودک، لباس عروس، پوشاک ورزشی یا پوشاک مناسبتی را انتخاب کرده و در آن مهارت عمیق کسب کنند؛ چرا که بازار کار امروز بیش از هر چیز به متخصص نیاز دارد، نه فارغ‌التحصیلانی که در حوزه‌های مختلف، دانشی سطحی دارند.

تجربه زیسته فعالان بازار: موفقیت با ریاضت، نه با رویا

ساره خلج، فعال با سابقه این حوزه، نیز در این نشست با تکیه بر تجربه ۲۵ ساله خود، تصویری واقع‌بینانه‌تر از مسیر حرفه‌ای در طراحی لباس ارائه داد و گفت: با وجود تحصیل در رشته‌ای غیرمرتبط، به دلیل علاقه شخصی وارد این حوزه شده و پایه موفقیت خود را دو سال کارآموزی سخت، رایگان و پرمشقت نزد استادی در آلمان می‌داند؛ دوره‌ای که با وجود دشواری‌های خانوادگی و شخصی، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری مهارت و اعتمادبه‌نفس حرفه‌ای او داشته است.

خلج با انتقاد از توهمی که پیرامون این رشته شکل گرفته، گفت: بسیاری از دانشجویان با تصور رسیدن سریع به درآمد بالا و تحت تأثیر جلوه‌های ظاهری فشن وارد این مسیر می‌شوند، بی‌آنکه از سختی‌های واقعی کار، فرایند پیچیده تولید و فشار بازار آگاه باشند.

وی افزود: حتی برخی دانشجویان در مراحل پایانی تحصیل نیز هنوز بر مهارت‌های پایه‌ای دوخت و اجرای فنی مسلط نیستند؛ مسئله‌ای که نشان‌دهنده بحران جدی در نظام آموزش مهارتی است.

او همچنین بر اهمیت عزت‌نفس، استمرار و آموزش درست از خانواده تا محیط حرفه‌ای تأکید کرد و گفت: در سال‌های نخست فعالیت خود، بدون اتکا به فضای مجازی و تنها از مسیر کیفیت کار و رضایت مشتری توانسته بود به جایگاهی برسد که ظرفیت سفارش‌هایش خیلی زود تکمیل می‌شد.

گفتنی است، آنچه از مجموع این نشست برمی‌آید، یک پیام روشن است؛ صنعت مد و پوشاک در ایران برای بقا و رشد، ناگزیر است مهارت را بر مدرک مقدم بداند. مشکل اصلی این حوزه، صرفاً کمبود دانش نظری یا فقدان استعداد نیست؛ بلکه نبود ساختاری است که آموزش، تجربه، بازار، پژوهش و صنعت را به‌صورت نظام‌مند به یکدیگر متصل کند.

طراحی لباس، برخلاف تصویر پرزرق‌وبرق فضای مجازی، حرفه‌ای سخت، پرزحمت و چندلایه است؛ حرفه‌ای که هم هنر می‌طلبد، هم شناخت بازار، هم توان تولید، هم صبر، و هم انضباط حرفه‌ای. تمرکز صرف بر جنبه هنری، بدون فهم اقتصاد و صنعت، به شکست می‌انجامد؛ همان‌طور که نگاه صرفاً تجاری نیز می‌تواند هویت فرهنگی را قربانی کند. مسیر مطلوب، در ایجاد تعادلی پایدار میان هنر، صنعت و بازار نهفته است.

اگر دانشگاه‌ها به مهارت‌آموزی واقعی تن دهند، اگر کارورزی و ارتباط با صنعت جدی گرفته شود، اگر نقد تخصصی، پژوهش و داده به تصمیم‌سازی بازگردد، و اگر دانشجویان به‌جای اتکای صرف به مدرک، بر تخصص، تجربه و یادگیری مستمر تمرکز کنند، آن‌گاه می‌توان امیدوار بود که مد ایرانی از وضعیت تقلیدی و پراکنده فعلی فاصله بگیرد و به صنعتی هویت‌مند، رقابت‌پذیر و اشتغال‌آفرین تبدیل شود.

مقالات مرتبط

تنها اکسسوری که هرگز از مد نمی‌افتد!

امروز پرسیدن این سوال که «چه بپوشیم؟» دیگر یک چالش شخصی در…

3 مرداد 1405

اصفهان به دنبال تکمیل زنجیره ارزش مد و پوشاک

تولید گسترده مواد اولیه، پشتوانه تاریخی صنعت نساجی و ظرفیت‌های فرهنگی، اصفهان…

دیدگاهتان را بنویسید