صفحه اصلی > علم مد : هم‌پیمانیِ «مافیای قدسیِ پوشاک» و «کاسبان استیجِ عفاف»

هم‌پیمانیِ «مافیای قدسیِ پوشاک» و «کاسبان استیجِ عفاف»

* هم‌پیمانیِ «مافیای قدسیِ پوشاک» و «کاسبان استیجِ عفاف*»؛ کالبدشکافی شبکه‌ای که با مصادره مقدسات، هنر طراحی را به تاراج برد  .

در جامعه‌شناسی انتقادی مد، همواره این اصل برقرار است: هرگاه پدیده‌ای زیباشناختی از قلمرو هنر، جامعه و صنعت خارج شده و به ابزار دادوستد مناسکی بدل شود، نخستین زاییده آن «فساد ساختاریافته در پوشش قداست» است.

آنچه امروز در پهنه رویدادها، نمایشگاه‌ها و شوهای به‌اصطلاح «مد ایرانی-اسلامی» می‌گذرد، نه یک جنبش فرهنگی است و نه تلاشی برای هویت‌بخشی؛ بلکه سناریویی مهندسی‌شده توسط ائتلافی خطرناک میان «مافیای قدسی پوشاک»و «کاسبان استیج عفاف» است. این شبکه، با زبان متشرعانه بر صدر می‌نشیند، با دست‌های غیرمتخصص تصمیم می‌گیرد و با جیب‌های گشاد، دسترنج طراحان اصیل و منابع عمومی را می‌بلعد.

بخش اول: «مافیای قدسی پوشاک»؛ ترور ساختاری نقد و تخصص
«مافیای قدسی پوشاک» نام شبکه‌ای است که مشروعیت خود را نه از دانش هارمونی، تنوع الگو، ارگونومی و فیزیولوژی لباس، بلکه از «انحصار واژگان ارزشی» می‌گیرد.

استراتژی این جریان بر سه پایه استوار است:
1. همانندسازی نقد فنی با نقد احکام دینی: اگر از منظر نشانه‌شناسی فرامد اثبات کنید که یک طرح، فاقد حداقل‌های هندسه اندام است یا از رنگ‌های منسوخ و پارچه‌های ناسازگار استفاده کرده، شما را به «مخالفت با فرهنگ پوشش اصیل» متهم می‌کنند. این برچسب‌زنی، بزرگ‌ترین سپر دفاعی برای پنهان کردن بی‌سوادی مفرط آنان است.
2. بلوکه‌کردن اتاق‌های فکر و ممیزی: این مافیا سال‌هاست راه را بر جامعه‌شناسان، منتقدان مستقل، طراحان دانشگاهی و پژوهشگران تراز اول بسته است تا مبادا ترازوی نقد علمی، توخالی بودن بیانیه‌ها و گزارش‌های عملکرد صوری‌شان را آشکار کند.
3. صادرات ابتذال به رسانه تصویری: سرایت تفکر این مافیا به شوراهای نظارتی، اتحادیه ها و سوشال مدیا ، طراحی لباس کاراکترها را به یک «کاریکاتور گل‌درشت ایدئولوژیک» تقلیل داده است که نه در ناخودآگاه مخاطب باورپذیر است و نه با منطق روایت دراماتیک همخوانی دارد.

بخش دوم: «کاسبان استیج عفاف»؛ دلالی فضا زیر بیرق فضیلت
اگر مافیای قدسی پوشاک، «لایه تئوریک و مصونیت‌بخش» این جریان باشد، «کاسبان استیج عفاف» پیاده‌نظام اجرایی و دلالان میدانی آن هستند. آنان صحنه‌گردانان شبه‌رویدادهایی هستند که هنر طراحی را به حراجی‌های متراژ تقلیل داده‌اند.

مکانیسم غارت این دلالان چنین کار می‌کند:
استثمار طراحان گمنام:شکار مزون‌داران نوپا و طراحان مستقل شهرستانی با کلیدواژه‌های «تکلیف فرهنگی» و «خدمت به پوشش ملی». طراح برای گرفتن یک غرفه بی‌کیفیت مبالغ گزافی می‌پردازد، به این امید که در پازل صنعت دیده شود؛ اما جز خسارت مالی و تحقیر حرفه‌ای نصیبی نمی‌برد.
تجارت تندیس‌های فرمایشی: تندیس و لوح «طراح برتر رویداد عفاف»، پیش از آغاز داوری، در فاکتورهای اسپانسری به حراج گذاشته شده است. برنده، کسی است که پول بیشتری به دلال استیج پرداخت کند، نه آنکه در ترکیب‌بندی فرم و ارتقای ذائقه بصری گامی برداشته باشد.
شوهای نمایشی و فاقد خروجی صنعتی:خروجی این همه هیاهو، استیج و مانور عکاسی، حتی ۱ درصد به زنجیره تأمین پوشاک و سبد خرید مردم وارد نمی‌شود. رویداد تمام می‌شود، پول‌ها به حساب دلال واریز می‌شود و طراح می‌ماند با انبوهی از کالای فروش‌نرفته و سرخوردگی حرفه‌ای.

بخش سوم: از تحلیل «پازل مد» تا پرواز «فرامد»
در دستگاه فکری «پازل مد»، هر جزء—از مواد اولیه تا ذائقه مصرف‌کننده، از نقد رسانه‌ای تا بازاریابی بین‌المللی—باید در جای هندسی و ارگانیک خود قرار گیرد. اما اتحاد این دو جریان انگل‌وار، پازل را ویران کرده است؛ چراکه آن‌ها تنها یک قطعه را می‌شناسند: «رانتِ تبدیل مقدسات به اسکناس».

نگاه «فرامد»به ما می‌آموزد که لباس، زبان تن و تبلور اراده تمدنی یک جامعه است. وقتی هویت پوشاک یک ملت بازیچه دست دلالان استیج و متظاهران غیرمتخصص قرار گیرد، نتیجه قهری آن سقوط سلیقه عمومی، دوقطبی‌سازی فرهنگی و خروج قشر جوان از دایره پوشش بومی خواهد بود.

مانیفست شفاف‌سازی: وقت کنار زدن پرده‌هاست
به عنوان ناظر و تحلیلگر رسانه و جامعه‌شناسی مد اعلام می‌کنم:
1. تخصص نباید زیر نقاب قدسی ذبح شود. سنجش یک رویداد مد با معیارهای علمی طراحی، اقتصاد پوشاک و رضایت واقعی مخاطب انجام می‌شود، نه با حجم شعارهای برگزارکننده.
2. شفافیت مالی رویدادها حق طراحان است.باید قراردادهای اجاره سالن‌ها، مبالغ دریافتی از طراحان و نحوه تخصیص بودجه‌های حمایتی به صورت عمومی حسابرسی شود.
3. خط‌کشی صریح میان باور اصیل و دلالی مناسکی. رسالت منتقد امروز، دفاع از شأن پوشش اصیل ایرانی در برابر کسانی است که از آن دکانی دو نبش برای رزومه‌سازی و ثروت‌اندوزی ساخته‌اند.

دوران رانت با نقاب به پایان رسیده است؛ چراغ نقد علمی روشن است و مافیای پوشاک و دلالان استیج، دیگر پشت هیچ واژه مقدسی پنهان نخواهند ماند.

 

 

صدیقه غریبی
نظریه‌پرداز فرامد، طراح پازل مد و منتقد رسانه و فرهنگ

مقالات مرتبط

مانکن‌های لال و خیابان‌های ناشنوا

چرا جشنواره‌های ما در تالارها تمام می‌شوند و مد ایرانی در خیابان…

شبح اصالت در سرمای بزقوش؛ تبارشناسی انتقادی جامه و زیست در سراب

هنگامی که از پوشاک بومی یک جغرافیا سخن به میان می‌آید، ساده‌انگاری…

سومین جلسه توجیهی و آموزشی چهاردهمین جشنواره مد و لباس فجر

سومین جلسه توجیهی و آموزشی چهاردهمین جشنواره مد و لباس فجر، به…

دیدگاهتان را بنویسید